X
تبلیغات
زولا

روز 377: خشم اژدها

شنبه 7 آذر 1394 ساعت 19:34

هر جوری حساب کردم دیدم یکبار برای همیشه باید جسارتی که بوی حماقت می دهد را تجربه کنم. راستش اگر اعصابم بخاطر امروز و فردا کردن خورد نبوداین کار را نمی کردم. ولی همه چیز دست به دست هم داد تا امروز به مسئول آزمایشگاه یعنی همان دانشجوی ارشدی که خوشی زده زیر دلش اس ام اس بدهم:


- سلام. خسته نباشید. من جلسه ی امروز دکتر دیگه نمیام از طرف من تشکر کنید از ایشون


جلسه منظور n امین جلسه ی پروپوزال بود که قرار بود برگزار بشود تا استاد گرامی ناز عالی را کاهش فرموده و بر سر من منت فرمایند پروژه را به عنوان استاد راهنمای دوم همراهی کنند. من هم دفعه ی قبل که شدیدا بخاطر طرز صحبت کردنش حرص خوردم دیگر دیدم این یک بار را باید آبرو نگه دارم! و بیخیال استاد دوم شدم و برگه ی استاد راهنما را امضا کردم و تحویل دادم...


حالا در ادامه چند جور اتفاق می تواند بی افتد:

۱- من با قدرت تمام موفق بشوم و همه ی آنهایی که به پروژه خندیدند و گفتند نمی شود را ضایع کنم.

۲- با سرعت تمام زمین بخورم و جلوی همه ی آنهایی که به پروژه خندیدند و گفتند نمی شود ضایع بشوم.


خوبی ماجرا این است که مساله مرگ و زندگی هست. همین انگیزه ی خوبی هست برای خسته نشدن. بالاخره شاعر می فرماید که اگر شکست بزرگی توی زندگی ات نخورده ای معلوم هست که هیچ وقت برای رسیدن به هدف بزرگ تلاش نکرده ای.


امضاء: خزنده ی خشمگین  

نظرات (6)
دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 11:34
امضات خیلی خوبه خشم اژدها، یاد خودم افتادم
من وقتی سرکار عصبانی میشم، که خیلی کم اتفاق می افته ولی وقتی می افته همه فرار میکنن میگن اژدها وارد می‌شود.
پاسخ:
آره اینجوری خوبه کم عصبانی بشی ولی کوبنده عصبانی بشی
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 23:59
واای گاهی اوقات یه کسایی که واقعا هیچ ربطی بهشون نداره میان گند میزنن به پروژه ی آدم :|
یکی از دوستام هفته ی پیش قرار بود دفاع کنه, بعد می خواست ارائه ش اینگیلیسی باشه کلا. همه موافقت و استقبال حتی! کردن, وخ یهو مدیر گروهشون مثه ... اومد خودشو انداخ وسط گفت نمی شه :| :|
این گف عاقا... من کل منابعم اینگیلیسیه.. رساله م اینگیلیسیه... چن روز دیگه می خوام دفاع کنم و وقت ندارم بشینم همه شو ترجمه کنم.. یارو سفت می گف نه! باید! :|

فک کن منم داشتم نقشه می کشیدم رساله م رو برگردونم و به اینگیلیسی دفاع کنم, ولی این داستان که پیش اومد کلا قید ش رو زدم :-/
گرچه اون دانشگاهش و رشته ش کلا فرق داشت ولی خب... کلی عقب میندازه آدمو :|
پاسخ:
کلا در مورد رانندگی یه حرف معروفی هست که فقط توی ایران می شنوی: علاوه به اینکه باید حواست باشه به کسی نزنی، باید حواست باشه بقیه هم بهت نزنن... ماجرا کار کردن توی این سیستم پیر پاتال هم همینه. علاوه بر اینکه باید کارت رو خوب انجام بدی، باید گندکاریا و سنگ پرونی های بقیه هم جبران کنی!
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 22:02
وای خدا پایان نامه. وای وای وای ... اگه یه چیز تو دنیا باشه که ازش بیزارم بعد از ظهور گروهک داعش و کشف بمب اتم همین پایان نامه ست

اما انشالا که خزنده ی خوب حتما موفق میشه.
پاسخ:
پایان نامه که خر است. ولی خود ذات پروژه خیلی چسبداره!
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 19:21
یه درخواستی داشتم خزنده ببخشید!
من یه هم اتاقی دارم خیلی رو مخه. اینو یه چارتا نفرین بکن دمت گرم! قید کن دختر سمنانی موجود در اتاق ۳۲۰ خوابگاه شیما اینا.. اون ابرو پیوسته هه!
پاسخ:
فاصله ی فیزیکی خیلی مهمه. حداقل توی شعاع 500 متری باید باشه. ساعت 7 امشب بکشونش سمت چهارراه ولیعصر یه پنج دقیقه قدمی بزنید و برید. من کارمو انجام می دم
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 10:02
حرص نخور جوان رعنا...کارتو بکن. به قصد انجام دادن کار، به قصد خوب انجام دادن کار، به قصد خلق و پرورش ایده های جدید و به قصد یاد گیری و توانمند شدن، ضایع شدن و کردن رو از ذهنت پاک کن وگرنه خیلی زود خسته می شی...سعی کن حرفه ای کار کنی و در کارت هم اخلاق حرفه ای داشته باشی. سعی کن قدرت مدیریت هیجاناتت رو در خودت ایجاد کنی (میدونم داری، بیشترش کنی) چون مجموعه ای از همه ی این عوامل باعث رسیدن به اهداف بزرگ میشود.
دوستدار تو، برنا.
پاسخ:
راست گویی ای دوست بزرگوار... like always
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 23:28
همیشه با فکرها و ایده های دور از ذهن مخالفت میشه و همیشه هم همین ایده هاست که یه تکان بزرگی به جهان علم و تکنولوژی میده، من که کاملا خوشبینم. ببینم دکترا میری MIT یا Harvard.
پاسخ:
یا خیلی احمقانه هستن اینجور ایده ها یا خیلی نبوغ آمیز. امیدوارم به قول شما دومیش باشم من

CMU فرانچسکا... CMU ! ام آی تی و هاروارد به درد من نمی خوره من رباتیک CMU می خوام
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد