X
تبلیغات
زولا

روز 390: دانشجوی نمره محور خاک بر سر که می گویند منم

یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 01:48

ترم اول تمام شد. به عبارتی، چهار پنج روز پیش تمام شد. همان روزی که یکی مانده به آخرین تمرین درس navigation را هم انجام دادیم با گرفتن 4-5 تا داده ی خوب و قابل اطمینان پشت سر هم از سنسور IMU، شروع کردیم با هم رقص تانگو رفتن، که البته با گیر کردن پای من به سیم لپ تاپ و سقوط یکسری چیز از روی میز، پایان چندان جذابی نداشت. قرار بود گزارش کار را امروز بنویسیم و فردا تحویل بدهیم که خبر آوردند تا 23 ام وقت هست. ما هم به رسم دیرینه ی ایرانیان، گذاشتیم همان دقیقه ی 90 تحویل بدهیم تمرین را... و حالا از امروز شروع کردیم به خواندن برای امتحان. هیچ وقت توی این 6 سال دانشگاه رفتن ، احساس خوبی قبل از امتحانات نداشتم! با خیالت راحت بنشینم پای درس و نگران نمره نباشم. دوران کارشناسی برای 10 گرفتن می جنگیدیم و نمره ی 15 برایمان رویا بود. حالا با مارکر های آبی و زرد و صورتی و جزوه ی تر و تمیز و اتود، حرص دوستانم را در میاورم. البته بهشان گفتم که: خیلی ها را بخاطر جزوه و مارکر هایلایتشان مسخره کردیم و همان ها آخر دوره ی کارشناسی به یک جایی رسیدند! حالا مگر من دُم دارم که نتوانم یک نمره ی 20 بگیرم توی زندگی ام؟ اصلا حالا که اینطور شد انقدر می خوانم که معدلم 20 بشود این ترم.


ترم خوبی بود. اتفاقات زیادی افتاد و بالا و پایین های زیادی هم داشت. پوستمان بخاطر همین درس navigation کنده شد. هنوز هم تمام نشده! یک تمرین دیگر از Qlearning مانده، بعدش هم که پروژه ی کت کلفت SLAM را باید شروع کنیم و یک ماهه تحویلش بدهیم. ولی نهایتش این بود که خیلی چیزها یاد گرفتیم. یعنی اگر این پوست، کنده نمی شد، ما الان اندازه ی ارزن بارمان نبود. حالا تا همین جایش 3 تا مقاله از توی تمرینهایمان در آمد برای من و دو نفر دیگر همگروهی. هنوز هم داریم کار می کنیم تا بلکه همین اول کاری که سرمان خلوت هست بار و بندیلمان را برای رفتن کم کم جمع کنیم. به قول دوستم: تو رو یکی به قتل رسونده، یکی دیگه رو گذاشته جات... بس که من آدم یکی دو سال پیش نیستم.


این را می گفتم، ای خزنده ی آینده که از چندین سال بعد داری این خزعبلات را می خوانی، امروز بود که با خیال راحت نشسته بودم و جزوه ی ریاضی را می خواندم، هدفون توی گوشم بود و هر از چندگاهی بر می گشتم روی لپ تاپ که آهنگهای بعدی را دانلود کنم. و امروز بود که داشتیم راجع به مکعب روبیک و الگوریتم بعلاوه و مربعی حرف می زدیم، و راجع به کور رنگی رفیقمان که روی مکعب سبز را از زرد تشخیص نمی داد، و امروز بود که من دو نفر از دانشجویان آزمایشگاه سابق را دیدم و آنها سلام گرمی به من کردند ولی من هرچه زور زدم نتوانستم زیاد بهشان لبخند بزنم! چون هنوز هم شخصیت منفعل و "زیر حرف زور بمان"شان حوصله ام را سر می برد، و امروز بود که بعد از مدت ها حالا که نشسته ام پشت کامپیوتر، می دانم فردایش قرار نیست دانشگاه باشم. می توانم بنشینم همینجا و یک کمی با جزوه هایم ور بروم، و بعد از مدتها یک روز نیمه تعطیل درست و حسابی داشته باشم.



امضاء: خزنده ی ریلکس عقده ای  

نظرات (10)
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 22:53
تو رو یکی به قتل رسونده، یکی دیگه رو گذاشته جات... بس که من آدم یکی دو سال پیش نیستم.

+ یکی باید اینا رو به منم میگفت
پاسخ:
حس عجیبی می ده به آدم شنیدنش... ۳۵ درصد ناراحتی ۶۵ درصد رضایت
پنج‌شنبه 10 دی 1394 ساعت 14:11
فک کرده بودم فقط امیرکبیر از رشته های مرتبط با کشتی داره!
حالا البته که بهترینش واس ماس!ها!
جمعیت مون محدود موند خزنده!حیف!

+مهندسی کشتی با مهندسی کشتی سازی متفاوته؟!
لابد دیگه!
پاسخ:
نه مث اینکه صنعت نفت هم داره دیگه.
کلا بهترین همه چیز در دانشگاه مادر و پدر و خواهر صنعت و تکنولوژی و علم ایران یعنی پلی تکنیک تهران هست. به یاد اون شعر مسخره هه که اول همایشا می ذارن :دی

+ فکر کنم مهندس کشتی بیشتر مربوط به maintenance و کنترل و اینا باشه نه ساختش. مثلا مثل فرق بین مهندس هوافضا و مهندس تعمیر و نگه داری هواپیما. اینجوری که من خوندم از وبلاگش اینا خیلی هیجان انگیز ترن! شغلشون مربوط به سفرای دریایی می شه!! :دی
پنج‌شنبه 10 دی 1394 ساعت 13:56
مرسی مهندس. البته استاد پلی تکنیک زیاد داریما. مثل اینکه اونجا زیاد بهشون پول نمی دن میاند دانشگاه ما :)))
پاسخ:
آره اینجا بدبخت بیچاره ها رو استثمار می کنن انگار
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 22:48
من به شدت تکذیب می کنم. من پلی تکنیک نمی خونم. صنعت نفت می خونم. تازه کشتی سازی هم نیستم. مهندس کشتی هستم.
پاسخ:
هر جا که هستی موفق تر باشی ای مهندس کشتی! این جی کوییک ما تعصب داره به پلی تکنیک همه رو پلی تکنیکی می بینه :دی
چهارشنبه 9 دی 1394 ساعت 00:06
خزنده فک کنم ایم منیک من هم دانشگاه خودمونه!کشتی سازی!
من انقد کشتی سازی دوس دارم....خیلی خوبه!میرفتی کشتی سازی میخوندی!
پاسخ:
جدی جدی؟ عجب! پلی تکنیکیا چه حضور فعالی توی دنیای وبلاگ دارن! :دی

آره خیلی خوبه کشتی سازی. من می خواستم تزم رو ربات دریایی بردارم که هیچ استادی تمایل به کار روی این موضوع نداشت. ایشالا دکتری!
سه‌شنبه 8 دی 1394 ساعت 15:43
ایول مکانیک
دست راستت رو سر من.
پاسخ:
دست چپم رو سر کی؟
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 13:31
مهندس رشتت چیه؟؟
من حدس میزنم برق باشه؟ اشتباهه البته فک کنم
پاسخ:
یک سومش رو درست حدس زدی!
من کارشناسی مکانیک بودم. برای ارشد رباتیک می خونم
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 02:48
یعنى فرجه امتحان نیمه تعطیل حساب میشه؟؟؟!!!!!
میگم خدایى این عکسا رو از کجا میارى؟:دى
خیلى حس فراغت دارن این خرنده ها تو عکس.آدم حسودیش میشه:)))
من اگه اعتراف کنم که واسه املاى "فراغت" نت رو چک کردم خیلى بده؟
پاسخ:
عکس از آلبوم خانوادگی

خوبه همه چیزو چک کن؛ بهتر از سوتی دادنه :دی
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 22:15
چه عکسای حسادت انگیزی
کلا دانشگاه رو تموم کردن و دیگه توش پا نذاشتن لذتش از همه چی بیشتره
پاسخ:
من فکر می کردم خیلی لذت بخشه ولی وقتی برای دوره ی ارشد هم برگشتم همونجا و دیدم حس خوبی دارم، فهمیدم اشتباه می کردم!
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 12:15
آخ آخ! بچه مثبت بودن حس خیلی خوبی داره! درک میکنم!
پاسخ:
لذتی بس نفرت انگیز و تهوع آور داره که اصن شادمانی نهفته ای ازش می زنه بیرون یه وضعی.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد