X
تبلیغات
رایتل

روز 403: بی خوابی

پنج‌شنبه 1 بهمن 1394 ساعت 02:35

خسته ام. و این واژه ی خستگی را نمی توانم توضیح بدهم. و متنفرم از اینکه نمی توانم اینجا توضیحش بدهم. و متنفر از اینکه نمی توانم به کسی هم توضیحش بدهم، و متنفرم از اینکه متنفرم که نمی توانم به کسی توضیحش بدهم. چون من خودم سنگ اول این بنا را گذاشته بودم. و به دلیلی هم گذاشته بودم. سنگ بنای سکوت که تا این ارتفاع بالا آمده و حالا دستم به لبه ی دیوار نمی رسد، و چوب و اره هم آنطرف دیوار جا مانده و نردبان هم نمی توانم برای خودم درست کنم... متنفرم از این همه استعاره برای توضیح یک «خسته ام» کوچک. شاید فقط همین یک حرف شجاعانه توانست من را سر پا نگه دارد این لحظه، همین لحظه ای که تنفر هایم را پشت سر هم لیست کردم. و شنیدم که:

-« ما یه شیوه ی رفتاری توی زندگی اتخاذ کردیم... الان شما از این شیوه شکایت داری؟»

و من یادم می آید که خیلی وقت پیش همچین چیزهایی به من گفته بود، یعنی شکایتی که من پیش او کردم را پیش من کرده بود، و چه جالب که من همین جوابی را به او دادم که او امشب به من داد... بله. ما با دست خودمان شیوه ی رفتاری مان را انتخاب کردیم. و برایش دلیل ها داشتیم. و می دانیم شکستن این شیوه ی رفتاری ما را چند سانت پایین تر می کشد توی مرداب، و البته هنوز کرم شکستن این شیوه ی رفتاری توی وجودمان وول می خورد، ولی دیگر یاد گرفته ایم که زیاد محل کرم ها نگذاریم. یاد گرفته ایم اما گاهی اوقات خسته می شویم. خب راه زیادی هست بین اعتقاد داشتن و عمل کردن. مثل همین الان. مثل همین الان که من می دانم دارم چکار می کنم اما از کاری که می کنم خسته ام... بله! این همان توصیف «خسته ام» کوچک می تواند باشد. خسته از تکرار چیزی که درست است و باید باشد و هست.


درب این پست را می بندم. یک قفل هم رویش. می گذارمش همینجا. نوشتم که چیزی برای زندگی فیزیکی ام باقی نماند. تا بتوانم یک بار دیگر نفس بکشم. حالا می روم سراغ همان برنامه ریزی ای که باید می کردم، و سراغ همان کارهای بزرگی که از یک سال و نیم پیش در سر داشتم، و حالا انگار وقتش رسیده.


امضاء: خزنده ی سگ جان  

نظرات (4)
جمعه 2 بهمن 1394 ساعت 10:52
یا مهندس...
چه داغونی؟!!!
پاسخ:
نه بابا مهندس و داغون؟ اصن مگه مهندس جماعت داغون می شه؟
جمعه 2 بهمن 1394 ساعت 02:30
پاسخ:
پنج‌شنبه 1 بهمن 1394 ساعت 16:56
یعنی همچنان با همون شیوه ی سابق پیش می ری یا قصد داری تغییری ایجاد کنی؟
پاسخ:
نه! شیوه ی سابق! مسیر یک طرفه س! irreversible
پنج‌شنبه 1 بهمن 1394 ساعت 09:59
خوب شاید تو ذاتا اون چیزی نیستی که سعی میکنی باشی
پاسخ:
ولمون کن تو رو جان خزنده! عین مشاورا حرف نزن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد