X
تبلیغات
رایتل

روز 426: برنده شدن و باقی قضایا

جمعه 7 خرداد 1395 ساعت 23:12

- یک ماراتن ۴۸ ساعته در دانشگاه و بالاخره پایان وظیفه ی اصلی من در تیم... امروز ساعت ۴ صبح کد را تست کردیم و بعدش هر کداممان رفتیم یک طرف ولو بشویم. من که هر کاری کردم نتوانستم جای خودم را روی صندلی ها درست کنم و دایم داشتم غلت می زدم. نتیجه اینکه ساعت ۸ صبح قید خوابیدن توی دانشگاه را زدم و زامبی وار، بدون اینکه بدانم چطور، برگشتم خانه و ۵ ساعت کف اتاق بیهوش شدم... حالا مانده آمدن پاسپورت، نشستن و نوشتن سناریو ها، تمام کردن کار بخش Open challange و فرا رسیدن ایام بیخود امتحانات و بعد از آن هم مسابقه... هنوز هم نمی دانیم رفتنی هستیم یا نه. کارها هنوز عقب مانده و پول هنوز نرسیده. حتی وقت گرفتن از سفارت هم خیلی دیر شده است. هنوز دعوت نامه برایمان نفرستاده اند. خلاصه اش اینکه ایرانی بازی در آورده ایم.


- همیشه فکر می کردم که من از کار تیمی متنفرم. بخاطر اینکه اصلا دلم نمی خواهد لیدر تیم باشم ولی دوست دارم همه کارشان را به بهترین شکل انجام بدهم. نتیجه اش این می شود که من کار همه را به دوش خودم می کشم بدون اینکه قدرتی در تشر زدن بهشان داشته باشم. بعدا که وارد تیم الانمان شدم، فهمیدم تیمی که اعضایش کار بلد باشند، حتی کار بلدتر از تو، و حتی به تو در وظایفت کمک کنند، آنقدر ها هم بد نیست. ولی باز گذشت و گذشت و دیدم که کار تیمی نه فقط مسئولیت، بلکه شخصیت و جنبه هم می خواهد. دیشب دوستم می گفت« من جای تو حرص خوردم انقد که اومدن توی کدت دست وارد کردن» و من زمین را خیره شده بودم و لبخند می زدم. خیلی مهم است که به زحمت های یک نفر احترام بگذاری تا اتفاق دیشب تکرار نشود. اینکه یک دور شمسی قمری روی کد من بزنند و هزارچیزش را تغییر بدهند و تازه متوجه بشوند که کد من از همه شان بهتر بوده. خلاصه که فهمیدم باز هم باید از کار تیمی بدم بیاید. چون ما احترام گذاشتن را بلد نیستیم. ما یک کمی بی شخصیت تشریف داریم. نمی دانم چطوری باید این اوضاع درست بشود. بگذریم


- وقتی هر روز پوستت دارد توی مسابقه ی چند میلیارد نفره کنده می شود، و حالا که اختیاری برای بیرون آمدن از این مسابقه نداری،‌یا حداقل متصور نمی شوی، بهتر است مفاهیم و کانسپت های یک مسابقه را بدانی. علاوه بر قوانین، باید بدانی باختن یعنی چه؛ برد یعنی چه؛ باید بدانی کجا یک قدم عقب بکشی، کجا چشم هایت را ببندی و حمله کنی. کجا بایستی و نفس تازه کنی؛ کجا به وزوز توی گوش که می گوید: صبر کن، گوش ندهی و پیش بروی... باید بدانی به چه چیزی فکر کنی...تیم به فنا رفته ی محبوب ما هم بالاخره مربی جدیدش را پیدا کرد... مورینیو. او کسی هست که همیشه ازش بدم می آمده چون اصلا او را با دویدن هایش در طول زمین اولدترافورد موقع بازی یونایتد و پورتو شناختم، و بعد هم با تاخت و تازهایش در چلسی. اما چه از او متنفر باشیم چه نباشیم، او یک برنده ی ذاتی است. یک قهرمان. و او کسی است که برای رسیدن به چیزی که دوستش دارد تلاش کرده، و آدم هایی که برای دوست داشتنی هایشان تلاش می کنند بی نهایت قابل احترام و دوست داشتنی اند. کسی که کم نمی آورد را باید ستود. او هم یکی از همان هاست. شاید غرورش حسابی دل آدم را بزند، شاید خنده های پر نیش و کنایه اش اعصاب آدم را خورد کند،‌اما او چیزی برای بالیدن، برای افتخار کردن دارد. و آن هم سماجتش است. او یک تونی مونتانای به تمام معناست. در مستند ۳۰ دقیقه ای در باره ی مورینیو، یک کجا یک ویدیو از رختکن چلسی نشان می دهد که او سرش را پایین انداخته و خیلی آرام دارد با بازیکنانش صحبت می کند:

I am not putting pressure on you about we have to win. I don't want to put that kind of pressure. but we cannot lose... we cannot lose

او کسی است که معنای بردن و باختن را می داند. و او می داند بردن همیشه مساوی با نباختن نیست. او کسی ست که غرور دارد و برای همین از باختن متنفر است. او می داند که آماده شدن برای «برد» همیشه خوب نیست. گاهی اوقات برای «نباختن» باید گوش به زنگ ماند. همیشه باید فهمید که کجا زمان ضربه زدن است، و کجا زمان ضربه نخوردن. و او کسی ست که من دقیقا مثل او به برد و باخت فکر می کنم. و امیدوارم به همان اندازه هم بتوانم در کار موفق باشم! خوش آمدی ژوزه.


امضاء: خزنده ی کلین شیت  

نظرات (4)
شنبه 15 خرداد 1395 ساعت 11:54
حالا هی شما بحث جام رو بکشید وسط. حداقل ما لیگ رو دوم شدیم. شما که از پنجم نتونستید بالاتر بیاید دیگه چرا کل کل می کنی؟!
پاسخ:
عخی عخی... دوم شدن لیگ براتون افتخاره
فصل بعد منفجر خواهید شد همگی برید کنار یونایتد کبیر داره میاد
جمعه 14 خرداد 1395 ساعت 07:56
آرسنال فور اِوِر
پاسخ:
اووه ایشالا قهرمانیتون بعد از ۱۲۳۱۹۴۱۲۱۴ سال
سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 14:46
خسته نباشی مهندس
پاسپورت معمولا 10 روزه میاد. البته اگه به خاطر رمضون بازی در نیارن. ایشالا ردیف می شه.
حالا تو بگو اصلا ژوزه مورینیو هم اومد. تا تیم ما هستش که شما شانسی واسه بردن نداری جیگر
پاسخ:
سلاام ای دوست! پاسپورت که اومد. الان درگیر وقت سفارتیم :))) قشنگ دیوونه خونه ست ها

+ تیم شما دقیقا کدومه! بگو تا روشنت کنم
شنبه 8 خرداد 1395 ساعت 20:24
نوشته هاتو میخونم استرس میگیرم خزنده تازه دلمم برات میسوزه! احساس میکنم از خستگی داری میمیری! واقعا اگر میتونستم وقتای خالیمو برات پست میکردم!
ایشالا به مسابقه برید و موفق هم بشید و افتخارشم ما به ایرانی بودن خودمون بکنیم!
پاسخ:
دلت نسوزه. پیازداغش زیاده!
مغسی تشکر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد