پارتیتور را نگاه می کند. آکورد اول، آخر، یکی از انتقال های 1-4-6 معروف را نشانم می دهد، فاصله ی پنجم را در می آورد، برگه را با اعتماد به نفس هولمز وار می گذارد روی میز و می گوید:" گامش می ماینوره."
من هم با همان سردرگمی همیشگی به تفسیرهای تخصصی موسیقی اش گوش می دهم و سر تکان می دهم. همان 10٪ ی هم که می فهمم برای حفظ آبرویم کافیست!
بهش می گویم:"پرلود های شوپن حرف نداره. مخصوصا شماره ی 4 ش."
- شماره 6 رو چرا نمی گی؟
- raindrop ش رو چرا نمی گی؟!
- کدوم؟
عین دیوانه ها ملودی پرلود raindrop را دام دارام می زنم تا بفهمد کدام را می گویم... و همراهش یاد هزاران خاطره ای می افتم که پرلود ها، ناکترن ها، اتود ها، مازورکاها، والس ها و سونات های شوپن ردپایی رویشان دارد.
Preludes Op.28
مرسی آقای باخ تپل مپل گوگولی
قربانت! خاک پاتم :-D
یه قطعه سیصد چهارصد سال پیش ساختم گوشش بده حتما
fugue and tocata in d minor : bwv 565
شما فک کنم همه این اورتور، پرلود و فوگ و باله و اینا رو زدی یا گوش دادیا ؟؟ ببین توی زندگی قبلی ت بتهوون نبودی ؟؟؟ یا موتزارت ؟؟؟

راستی یه سوال، فرق ارکستر سمفونیک با ارکستر فیلارمونیک چیه ؟؟ من فقط میدونم هر دوتاشون ارکستر هستن و رهبر دارن که دو تا چوب تکون میده اون جلو
نزدم! من غلط بکنم بزنم! فقط گوش می دم. عین خر. امیدوارم بتهوون نبوده باشم. بخاطر اون عفونت مغزی حتما باید خیلی درد کشیده باشم. باخ بهتره. تپل بود، ثروتمند بود... بهترین بود!

فیل هارمونیک تعداد نوازنده های بیشتری داره. تنوعش هم بیشتره والا یه کتاب معرفی می خوندم کامل اینا رو نوشته بود تا اونجا که یادمه ارکستر سمفونی تا 40 تا ساز بود (ببخشید اگه دارم اشتباه می گم) معمولا هسته ی اصلیش رو هم استرینگ ها تشکیل می دن. فیل هارمونیک همراه با کر هم هست. سازهای جانبی هم زیاد داره. یه همچین چیزایی
اون آقای چوب بدست هم مثل یه مربی فوتباله! کار اصلیش پشت پرده س. هماهنگ کردن نوازنده ها، تنظیم پارتیتور. حتی ریوایز کردن یه قطعه.
وای اون قطعه پرواز زنبور گاوی
( خب من اینطوری ترجمه ش میکنم تو ذهنم ) خیلی خفن هست. من ورژن گیتارش رو شنیدم. فقد با خودم فکر میکنم این کورساکف چطوری نت اون رو درآورده ؟ یعنی میشه آدم ذهنش همچین چیزی رو نتش رو دربیاره؟؟ منظورم اینه که با شنیدن صدای زنبور به این قطعه رسیدن ایشون؟ یا یه چیز تخیلی ساختن و بعد دیدن خیلی شبیه وزوز زنبوره و اینطوری نامگذاری کردن؟؟
آخ آخ با اون اسم گذاشتنت خنده ای رو به لب یک مومن آوردی
انصافا اگه ما به خودمون می گیم خلاق، اینا کی ان دیگه. اوج این تصویر سازی موسیقیایی رو من توی overture 1812 چایکوفسکی دیدم. یعنی بی برو بگرد جزو سه تا از بهترین اثر ارکسترالیه که گوش دادم. اونجاییش هست که استرینگ ها می رن میان. صدای زوزه ی باد میاد... من سردم می شه وقتی گوشش می دم
من یک استاد ماهر در نواختن می شناسم و 15 سالی هست می نوازه !
فقط! فقط مشکل اینجاست که آقان :-"
+ منم از این معیارهای تخیلی داشتم! ولی این معیارو داشت طرف و چیز مهم تر تر رو نداشت که مجبور شدم ازش چشم پوشی کنم :|
+ پیانو خیلی خوب می باشه . مخصوصا از اون قدیمی های قدمتدار اصیلش ...
+ هعییی
مشکل نداره آقا باشه کنار میام باهاش.
مهم همون پیانوهه
خیلی شیکه. نامردیه انقد شیکه
یه پیانوی steinway & sons توی یکی از مغازه های جمهوری هست. آدم از دور هم می بیندش عرق سرد می کنه
پس باید برید تو کنسرتای نوازندگان خانوم شرکت کنید تا احتمال آشنایی تون با همسر آینده افزایش پیدا کنه، یا اینکه توی اینترنت به جستجو بپردازید یا توی روزنامه آگهی بدید حتی
آره پروژه ی بزرگیه پیدا کردن شریک زندگی
فقط امیدوارم در قبالش اون ازم نخواد flight of bumble bee ریمسکی کورساکف رو بزنم
معیارهاتون از پهنا توی آئورت بنده

) که چون هنوز قطعات رو گوش ندادم و چون این هفته سرم شلوغ بود، نشد بیام دقیق بخونم و نظرات خودمو اعلام و اظهار کنم. بسی مشعوف خواهم شد که ای فرصت زودتر دست دهد.
من درباره این دو پست و پست قبلی حرف هایی دارم ( حرف نه انتقاد
منتظر شنیدن فرمایشات هستیم!
آئورت عالی مستدام
یه چی بگم بین خودمون باشه
منم اگه پیانو داشتم، میخزیدم یه گوشهای و هر سی یا چهل روز یه بار برای آب خوردن می اومدم بیرون
بس که من این ساز رو دوست میدارم.
اشتباه می کنی. زدنش درسته شدیدا لذت داره ولی گوش کردنش در حالت لمیده یه چیز دیگه س
من از معیارهام برای همسر آینده اینه: 10 سال سابقه ی نواختن پیانو، متبحر در اجرای قطعات باخ، شوپن، راخمانینف، بتهوون، یکمی هم پیانو جاز و نئوکلاسیک.